تولد
تولدت مبارک هستیم ایشالا 100000000000000000000000000000ساله بشی
از موهای تو
از موهای توشعر می بافمو می ریزم روی شانه ات...حالاهمین که از سطر بعدیباد می وزد...افسوس...همیشهتو را به باد می دهم...
ای دریغ و حسرت همیشگی
حرفهای ما هنوز ناتمام ....تا نگاه میکنی،وقت رفتن است...باز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه با خبر شوی،لحظهی عزیمت تو ناگزیر می شودآی .....ای دریغ و حسرت همیشگیناگهان چقدر زود دیر میشود!
برای هیچکس خودت را تغییر نده
برای هیچکس خودت راتغییر ندهآنچه هستی باش و بهترینباشسعی کن صادق و پاک باشیآبی که گل آلود باشد زیستگاه مناسبی برای یک ماهی نیستعشق ماهی ی است که درزلالی روح زنده می ماند.
چگونه
چگونه میتوان به تاول هایپا گفت تمام مسیر طی شده اشتباه بود؟
از همه کس و همه چیز بجز تو بیزارم!
از همه کس و همه چیزبجزتو بیزارم!بیزارم از قانونبجزقانونی که طبق اون منو تو ماله همیمبیزارم از این که کسی منو امر کنه به کاری یا چیزیبجزبا تو بودنبیزارم از هرچیزی که دورم چون تو نیستی هنوزبیزارم از هر فکریبجزفکر کردن به توبیزارم از هر راهیبجزراهی که منو به تو برسونهبیزارم از زندگیبجززندگیی که منو تو ...
عشق است دیگر…
عشق است دیگر…گاهی برایت بهشتی می سازد وگاه جهنمی می شود که…تو را تا عمر داری می سوزاند!
بدون سیب
بدون سیبکاشف جاذبه می شدم،تنها اگر :من و تو و نگاهـــــــــــــــــــــــــت،قبل از نیوتن بودیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــم
گـاهـﮯ ڪامـل فـرامـوش مـﮯڪنـﮯ
سـخـت تریـن دو راهـﮯدو راهـﮯ بیـن فـراموش ڪردن و انتظـار استگـاهـﮯ ڪامـل فـرامـوش مـﮯڪنـﮯو بعد مـﮯبینـﮯ ڪـﮧ بـایـد مـنتظـر مـﮯمـانـدﮮو گـاهـﮯ آنقـدر مـنتظـر مـﮯمـانـﮯ ڪـﮧمـﮯفهمـﮯ زودتـر از ایـنها بایـد فـراموش مـﮯڪردﮮ
قرارمان بی قراری نبود !!!!
بیقرار كه می شوم...تمام قرارهایمان یادم می آید...محو تصویرهایی می شوم كه روزگاری رویایمان بود ...بیقرار كه می شوم.....دوباره با چشمهایت در چشمهایم نقش می زنی و....طعم تلخ نبودنت بی قرارترم میكند ......قرارمان بی قراری نبود !!!!حیف... قرارمان را فراموش کردی .....