احترام به شهروند چه معنی میده؟؟
قیافه من هر دو سه روز یبار بعد از رسیدن به مغازه به چشمام خوب دقت کن..دقیقا همینشکلی میشم..چرا؟؟؟چون:یه همسایه داریم که بعد از کوفت کردن غذاش بقیه ی نونهاش رودر یه پلاستیک میذاره و بر روی صندوق صدقات روبه روی مغازمون میذاره..همین صندوق صدقاتگاهی هم بدون پلاستیک میذاره ..گاهی هم روی لبه ی پله ی مغازه...
لامپ
این چرا اینجوری به لامپه ببخشید پاکت شیره نگاه میکنه؟؟بگذریم ...میخواستم بگم که من دیگه روم نمیشه برم لامپ بخرم ..یا اسم لامپو بیارم..هم از دست اون دختر ابله ..هم از دست این ملت ابله تر..هر کار میکنم خیلی با فرهنگ بر خورد کنم و به جوکهاشون نخندم اصلا نمیتونم.ودر حالی که جگرم سوخته برای اون دختر بیچا...
خدا پشت و پناه همگی..
زندگی آینه ای است که ما خود را در آن می بینیم، نوع رفتار دیگران با ما نشانه ی وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست که بعنوان همسان جذب شده است و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت، اگر مخالفان خود را به پای چوبهی اعدام می کشانی، بدان صاحب عقلی هستی بسان طناب و اگر مخالفان خود را به زندان می فرستی، بدا...
گمشده
من گم شدم..در خودم ..در زندگی ...در عالم بی حسی..در انزوا...در چهاردیواریم....آگهی زدم تا خودمو پیدا کنم؟؟اما هنوز پیدا نشدم....کسی لیلا رو ندیده؟؟شما ندیدینش؟؟؟وقتی که زندگی یه تاتر مزخرفهتنها به جرعه های فراموشی دلخوشمدانلود
فراموشی
خواب دیدم که هر چی زور میزنم نمیتونم شعر وقتی میای رو بخونم برای کسیهمون شعری که تو پروفایل خوندم...یه عالم چرت و پرت خوندم براشون اونم با صدای افتضاح...کلی خجالت کشیدم...بیدار شدم شروع کردم به خوندن به حالت زمزمه...دیدم واقعنی هیچی بلد نیستم..الان چندروزه دارم تمرین میکنم و تمام بیتهاشو جابجا میخون...
<no title>
بعضی ها میتونن خودشونو گاو فرض کنن! ولی دل ما رو نمیتونن طویله فرض کنن!
<no title>
به بعضیام باس گفت:عزیزم من تتلو نیستم که ببرمت تو بیابون خودمو واست آتیش بزنمااااا... من آرمینم اگه خیانت کنی زنده به گورت میکنم!
<no title>
زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه!بخوری ، تموم میشه!نخوری ، حروم میشه!پس از زندگیت لذت ببر چون در هر صورت تموم میشه...
<no title>
تو ، هر روز واسش مینویسی و من...من فقط نگاه میکنم... فقط به یادت آهنگ رو گوش میدم... عکسات رو نگاه میکنم...کار دیگه ای از دستم برنمیاد... راستی!منم برات مینویسم ولی، هنوز ارسال نشده پاکش میکنم...جرات ارسالش رو ندارم... چه پیش پا افتاده است!دوست داشتن من و ندونستن تو!
<no title>
اگه شعور فروشی بود، خدا شاهده من حاضر بودم برا بعضیا...با هزینه ی خودم بخرمش!
<no title>
خدایا! اگه میشنوی صدامو، آرزوم رو برآورده کن... خواهش میکنم... خدایا!به حد کافی خیال بافتم و تنم کردم...یه کم واقعیت شیرین لطفا...
<no title>
آنان که “ عوض ” شدنشان بعید است، “عوضی” شدنشان قطعی است... شک نکن!